تبليغاتX
ایران سبز من

ایران سبز من

من به چشمان بیقرار تو قول میدهم , ریشه های ما به آب, شاخه های ما به آفتاب میرسد

 

آیت الله منتظری درگذشت

آیت الله حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعیان شنبه شب، در هشتاد و هفت سالگی در شهر قم درگذشت.

احمد منتظری، فرزند آقای منتظری در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا خبر درگذشت این روحانی منتقد را تائید کرده و گفته است که روحانیون بلندپایه قم در بیت آیت الله منتظری حضور یافته اند.

طبق اخبار آیات صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی، صانعی، بیات زنجانی، طاهری خرم آبادی، محقق داماد و امینی (امام جمعه قم) در منزل آقای منتظری حضور یافته اند.

این خبرها حاکی از آن است که جمعیت زیادی در برابر بیت آیت الله منتظری جمع شده اند.

قرار است مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری فردا دوشنبه، سی آذر در قم برگزار شود.

آقای منتظری از مهم ترین روحانیون منتقد دولت ایران به شمار می رفت که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر به صراحت موضعگیری کرد و از رفتار حکومت در قبال معترضان انتقاد کرد.

در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر، آقای منتظری با انتقاد از عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی نسبت به بی اعتماد شدن مردم نسبت به حاکمیت هشدار داده بود.

آقای منتظری چند روز پیش گفته بود که در پی سرکوب "خشن" مردم پس از انتخابات اخیر، آنها از خواسته اولیه خود که ابطال انتخابات بود فراتر رفته اند و اکنون خواهان رفع "آفت هایی" هستند که به گفته او نظام گرفتار آنها شده است.

آیت الله منتظری طی ماه های اخیر بیانیه های متعددی در حمایت از معترضان و انتقاد از رفتار حکومت منتشر کرد که با خشم محافل تندرو در حکومت رو به رو شد.

او در این مدت بارها از مراجع تقلید و روحانیون شیعه خواست برای دفاع از حقوق مردم در تحولات جاری دخالت کنند. او شهریور امسال نامه ای خطاب به "مراجع عظام تقلید و علمای اعلام قم، نجف، مشهد مقدس، تهران، اصفهان، تبریز، شیراز و سایر بلاد اسلامی" در همین زمینه منتشر کرد.

او در این نامه وقایع بعد از انتخابات اخیر را "حوادث و فجایعی" دانست که مراجع و علمای دینی مشاهده کرده یا دیده اند و با اشاره به آنچه که "حق کشی ها، ظلم ها، تخلفات فراوان به نام دین و با تایید بخش اندکی از روحانیون حکومتی و وابسته" نامید، نوشت که هنگامی که اقشار وسیعی از مردم در صدد ابراز اعتراض خود از راه های شرعی و قانونی مسالمت آمیز بر آمدند، حکومت "جمعیت چند میلیونی را آشوبگر و اغتشاشگر و عوامل بیگانه نامید و به بدترین وضع و با خشونت کامل، مردان و زنان بی دفاع را مورد ضرب و شتم و سرکوب قرار داد و عده زیادی را بازداشت و گروهی را در خیابان ها و عده ای را در زندان های مخوف به شهادت رساند."

جانشینی آیت الله خمینی

آیت الله حسینعلی منتظری در سال ۱۳۰۱ خورشیدی در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد. او نزد آیت الله محمدحسین بروجردی، آیت الله روح الله خمینی و علامه محمدحسین طباطبایی تحصیل کرد و درجه‌ اجتهاد دریافت کرد.

او پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ از جمله نزدیکان آیت الله خمینی بود و بارها به علت فعالیت های سیاسی زندانی شد.

در زمان تبعید آیت الله خمینی در نجف او نماینده تام الاختیار آیت الله خمینی در ایران شد.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، آیت الله منتظری رییس مجلس خبرگان قانون اساسی شد و در سال ۱۳۶۴، مجلس خبرگان رهبری، با آنکه آیت الله خمینی همچنان در قید حیات بود، آیت الله منتظری را به جانشینی رهبر جمهوری اسلامی برگزید.

اختلافات میان آیت الله خمینی و آیت الله منتظری پس از اعدام هزاران زندانی سیاسی در زندان در تابستان ۱۳۶۷ و نیز بازداشت مهدی هاشمی برادر هادی هاشمی، داماد آیت الله منتظری بالا گرفت و نهایتا در سال ۱۳۶۸ آیت الله خمینی در نامه ‌ای آیت الله منتظری را از مقام جانشینی خود عزل کرد.

حصر خانگی

پس از انتخاب آیت الله علی خامنه ‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، آیت الله منتظری در سال ۱۳۷۱ در یک سخنرانی از سیاست ‌های امنیتی - نظامی حکومت انتقاد کرد. در پی این سخنرانی انتقاد آمیز جمعی از هواداران آیت الله منتظری بازداشت شدند.

در سال ۱۳۷۶ نیز آقای منتظری در سخنانی فراقانونی بودن رهبری را زیر سئوال برد. او در سخنان خود نسبت به حکومتی شدن مرجعیت هشدار داد و از اختیارات فراقانونی آیت الله خامنه ای انتقاد کرد.

در پی این سخنان، حسینه و دفتر آقای منتظری تخریب و اشغال شد. آیت الله منتظری سپس چند سال تحت حصر خانگی بود که در واپسین سال ریاست جمهوری سید محمد خاتمی موانع ایجاد شده در اطراف منزل او برچیده شد.

آیت الله منتظری چند سال پیش با انتشار خاطرات خود بر روی اینترنت بخشی از اسناد و نامه‌های تاریخی مربوط به انقلاب و جمهوری اسلامی را منتشر کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 14:49  توسط سپنتا  | 

 

جنجالی ترین خبر این روزها پاره کردن عکس امام و اهانت به رهبر فقید انقلاب است . به ظاهر این دست آویزی برای مزدوران دولتیست تا با شدت بیشتری به سرکوب جمع معترض ادامه دهند . در این میان عده ای به بهانه این اهانت خواستار دستگیری و حتی اعدام رهبران جنبش سبز شده اند . اما چیزی کاملا واضح و پیداست اینست که این حرکت سناریویی از پیش طراحی شده بدست حکومت است .حال گذری میزنیم به سخنان آیت الله خمینی که  سی سال پیش در چنین روزی در جمع فرماندهان سپاه پاسداران سخنان مهمی را درباره مراقبت سران نظام، از حیثیت اسلام و جمهوری اسلامی بیان داشتند که توجه به این بیانات در روزهای اخیر بسیار ضروری و آموزنده به نظر می رسد :

 

من هم خسته دارم می شوم. خدا مى‏داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمى‏شدم، هر فشارى مى‏آوردند بر من خسته نمى‏شدم، حالا دارم از خودمان خسته مى‏شوم. آخر چرا باید این طور باشد. یک فکرى بکنید. اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع و رفتن آبرویش قرار داده‏اید.اشخاصى مى‏ریزند تو خانه‏هاى مردم، بدون اینکه یک مجوز شرعى، یک مجوز قانونى داشته باشند، حجتشان این است که انقلاب کردیم. معنى این [حرکت‏] این است که اسلام این طور مى‏گوید.

حضرت امام(ره)، این سخنرانی را در روز ۲۶ آذرماه سال ۱۳۵۸ به علت سوء استفاده برخی افراد از نام سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب و دست اندازی این افراد به زندگی و اموال مردم، ایراد کرده‌اند.

حضرت امام (ره) در آغاز بیانتشان در مورد خودسری برخی از افراد منتسب به تشکل‌های انقلابی می‌فرمایند:

«من حقیقتاً نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آوردیم. و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد، به طورى که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانى هست و زیاد است. آدمهاى جاهلى هستند که به خیال خودشان خدمت مى‏کنند براى اسلام، خدمت مى‏کنند، لکن سر خود کارهایى مى‏کنند که ضرر به حیثیت اسلام مى‏خورد. از همه اطراف به ما فشار آمده است. از اصفهان مفصل نوشته‏اند…. هر کس یک چیزى دارد به اسم سرمایه دارى مى‏ریزند و مى‏گیرند، و اصلًا موازین تو کار نیست. همان طورى که در رژیم سابق بدون میزان اسلامى و شرعى عمل مى‏کردند، حالا هم بدون میزان شرعى و عقلى عمل مى‏کنند، و این تأسف بسیار دارد.

تأسف اینکه این نهضت به دست خود ما نهضت اسلامى نباشد. اسلامیتش را از دست بدهد. انقلاب کردیم و هر کارى دلمان مى‏خواهد مى‏کنیم. حجتشان همین است. از هر که بپرسى چرا این طور؟ مى‏گوید انقلاب کردیم.

انقلاب کردیم. مال مردم را، مى‏رویم، مى‏ریزیم منزل مردم اموالشان را مى‏گیرند به اندازه‏اى که زن و بچه‏شان روى زمین‏مى‏نشینند. حجتشان این است که انقلاب کرده‏ایم. زمینهاى مردم را مى‏گیرند، نمى‏گذارند کشت بشود. یا مى‏گیرند مى‏دهند دست یکى دیگر. حجتشان این است که انقلاب کردیم. اشخاصى مى‏ریزند تو خانه‏هاى مردم، بدون اینکه یک مجوز شرعى، یک مجوز قانونى داشته باشند، حجتشان این است که انقلاب کردیم. معنى این [حرکت‏] این است که اسلام این طور مى‏گوید. انقلاب کرده‏ایم، یعنى حالا جمهورى اسلامى داریم، و طریقه اسلام این است که موازین و جهاتى که هست دیگر تمام دیوارها بریزد، و تمام موازین از بین برود.»

«کارهاى کمونیستها را مى‏کنند به اسم اسلام. کارهاى مارکسیست‌ها را مى‏کنند به اسم اسلام. حرفهاى آنها را مى‏زنند به اسم اسلام. و این نهضت از داخل دارد مى‏پوسد. مثل یک خربزه‏اى که از بیرون شما آب به آن مى‏دهید، به آن توجه مى‏کنید، یک وقت که مى‏خواهید بچینید مى‏بینید از باطن خراب شده.

شما در ظاهر هى خدمت کنید، هى چى بکنید، یک وقت ببینید که نهضت شما کرمزده است. از باطن خراب شده است. آنهایى که به اسم اسلام مشغول شده‏اند به تبلیغات، و به اسم اسلام مشغول شده‏اند به اعمال سر خودى؛ اینها کرمهایى هستند که باطن این نهضت را به فساد خواهند کشید. و من نمى‏دانم باید چه بکنیم. این یک قدرت مرکزى مى‏خواهد. یک قدرت اجرایى مى‏خواهد که این اشخاص هر جا یک شلوغى کردند، اینها را بگیرند و محاکمه‏شان کنند، و جزایى اگر دارند به آنها بدهند.

سر خود همین طورى یک دسته‏اى، هر کس در هر جا، یک تفنگى داشته دست خودش گرفته، و به اسم «کمیته» و به اسم «پاسدار» و به اسم [بسیج‏]، هر که هر چه دلش مى‏خواهد، هر کارى دلش مى‏خواهد مى‏کند. با هر که بد است مى‏ریزند منزلش [بازرسى‏] مى‏کنند. با هر که یک غرضى دارند مى‏ریزند منزلش. خانه‏اش را [غارت‏] مى‏کنند. و این یک خطر بزرگى است که براى اسلام در زمان ما پیش آمده، و شاید خطرش بیشتر از خطرى باشد که اسلام از رژیم سابق داشت. تمام ضوابط را به هم‏ ریخته‏اند. هر چه ضابطه اسلامى باشد عمل به آن نمى‏شود. به اسم اسلام، اسلام را دارند از بین مى‏برند. اشخاصى نفوذ کرده‏اند در همه جا. به اسم اسلام، اسلام را مى‏پوسانند.اسلام را مى‏کوبند.»

«و باید آنهایى که به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند. آنهایى که مى‏خواهند اسلام در این مملکت حکومت کند باید به داد اسلام برسند. یک دسته جوان‏اند. مطلع نیستند از مسائل. جاهل متنسک از آنهایى است که پیغمبر فرموده است که: دو طایفه هستند که کمر مرا مى‏شکنند: یکیشان عالم متهتک است، یکیشان جاهل متنسک است. جاهل مقدس مآب کمر پیغمبر را مى‏شکند. جاهلى که نداند قانون اسلام چیست و پیش خود به اسم اسلام برود به خیال خودش خدمت مى‏کند. این از آنهایى است که پیغمبر فرموده است که کمر مرا مى‏شکند. «قَصَم ظهرى الرجلان؛ عالم متهتک و جاهل متنسک فکرى بکنید شما آقایانى که در رأس سپاهیان واقع شده‏اید! آقایان دیگر هم که در رأس دادگاهها واقع شده‏اند، در رأس کمیته‏ها واقع شده‏اند، براى اسلام یک فکرى بکنید! اگر بخواهید این طور باشد چندى نمى‏گذرد که از این اسلام و از این نهضت و از این بساط، مردم روگردان مى‏شوند.

چرا باید این طور بشود. چرا باید ضوابط نباشد؟ اسلام ضوابط دارد. اسلام هرج و مرج نیست که هر که هر کارى بخواهد بکند. اسلام قوانین دارد. روى قوانین باید عمل بشود.

آنها نه قوانین اسلام را عمل مى‏کنند. و نه قوانین دولت را عمل مى‏کنند و هر چه، هر که هر کارى مى‏خواهد مى‏کند. هر که بدون اینکه اعتنایى بکنند، به رئوسشان اعتنایى بکنند، به رؤسایشان احترامى بکنند، احترامى به اسلام بکنند، بدون ضوابط، بدون‏جهت، اسباب این مى‏شوند که مردم بگویند که معلوم مى‏شود که قضیه قضیه اسلام نیست. قضیه قضیه کمونیستى است. حتى یکى از مراجع اینجا به من گفت مگر کمونیستى است حالا! باید این طور ما باشیم.

وضع پاسدارهایى که مى‏گویید ما براى اسلام خدمت مى‏کنیم، باید تحت تأثیر کمونیستها واقع بشوند و همان کارهایى که کمونیست مى‏کنند، بکنند؟ نمى‏دانند اینها.مى‏خواهند که اسلام را بشکنند در ایران، تا اینکه یک وقت خداى نخواسته با یک کودتایى اینجا برگردد به یک حالى بدتر از حال سابق. نمى‏دانند این را. علاقه ندارند واقعاً به اسلام. نمى‏توانم من بگویم که پاسبانى که دارد خدمت مى‏کند و شب و روز خدمت مى‏کند علاقه ندارد. علاقه دارد، ملتفت نیست که دارد چه مى‏کند. یا دادگاهى که مى‏خواهد خدمت بکند، علاقه هم دارد. یا کمیته‏اى که مى‏خواهد خدمت بکند، علاقه دارد. لکن راه را درست نمى‏داند. ضوابط درست معلوم نشده پیششان. خیال مى‏کنند هر که هر طورى دلش خواست عمل بکند. به مجرد اینکه انقلاب شد دیگر من هم باید پا بشوم هر کارى دلم مى‏خواهد بکنم. انقلاب شده. یعنى انقلاب شده، از یک رژیم ظالم به یک رژیم عدالت.

رژیم عدالت معنایش این نیست که هر که هر طورى دلش مى‏خواهد عمل کند. یک قواعدى در اسلام باید باشد. باید قوانین اسلام باشد. نه بریزند مردم، زنها را، زن و بچه مردم را بیرون کنند از منزلشان. با اینکه من این را، شاید ده دفعه گفته باشم که بر فرض اینکه یک نفرى جانى باشد، مستحق قتل باشد، تمام اموالش باید مصادره بشود. لکن زن و بچه‏اش که نباید گرسنه بمانند. خوب، به اندازه زن و بچه‏اش باید برایشان بگذارند مابقى‏اش را ببرند. مع ذلک کراراً براى من نوشته‏اند، گفته‏اند که فلانى بیخود اموالش را گرفته‏اند. حالا بیخودش را من نمى‏دانم. اما آمده‏اند فرش از زیر پاى ما کشیده‏اند، و ما را از منزلمان بیرون کرده‏اند، و چه کرده‏اند، و ما مانده‏ایم همین طورى. آخر این را عقل مى‏پسندد؟ شرع مى‏پسندد؟ انسانیت مى‏پسندد که ما یک همچه کارى سر مردم درآوریم.»

«باید چه بکنیم آقا! خوب فکرى بنشینید بکنید. بیایید تهران جمع بشوید همه‏تان.سران قوم بنشینید. فرض کنید، شما در رأس پاسداران هستید شما آقایان. آنها هم که در رأس کمیته هستند. آنها هم که در رأس چیزهاى دیگر هستند. بنشینند با هم شور کنید.صحبت کنید. یک ضوابط درست کنید. ضوابط را منتشر کنید. … اما مسأله این است که باید همه جا قوانین اسلام باشد. اگر بنا باشد که هر جا آدم برود مى‏بیند که [دائماً] مردم دارند شکایت مى‏کنند. زن و بچه مردم مى‏آیند گریه مى‏کنند. مى‏آیند [التماس‏] مى‏کنند. من هم خسته دارم مى‏شوم. خدا مى‏داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمى‏شدم، هر فشارى مى‏آوردند بر من خسته نمى‏شدم، حالا دارم از خودمان خسته مى‏شوم. آخر چرا باید این طور باشد.

یک فکرى بکنید. اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع و رفتن آبرویش قرار داده‏اید. مسئولیم همه ما. هر کارى از من برآید مى‏کنم. هر کارى هم از شما [مى‏آید] باید بکنید، هر کدام از آقایان باید بکنند. هر کار هم از شوراى انقلاب است باید بکنند. هر فردى که بر خلاف موازین اسلام دارد عمل مى‏کند بزنند توى سرش. بیرونش کنند. هر فردى که دارد دعوت به کمونیستى مى‏کند به خیال خودش که براى خدمت به اسلام، خوب بیرونش کنند از آن محل. اینکه معنى ندارد که ما بنشینیم و هر که هر کارى دلش مى‏خواهد بکند، و هر که هر غلطى مى‏خواهد بکند، و ما هم بنشینیم همین طور تماشاگر مسأله باشیم.

من میل ندارم که هى شدت عمل، و هى فشار، و هى دعوا و داد و قال. من میل دارم باآرامش همه چیزها محقق بشود. با آرامش امور، امور تحقق پیدا کند. این تصفیه‏اى که مى‏گویند در ادارات داریم، تصفیه این است اشخاصى که دارند بر خلاف اسلام، بر خلاف موازین اسلام دارند پخش مى‏کنند حرفهایشان را، تصفیه این است که اینها را خارج کنند. در هر صورت این یک وظیفه‏اى است براى همه شما آقایان. فقط من مسلمان نیستم که شما هم مسلمانید. یعنى وظیفه‏اى است براى شما که فردا مى‏گیرند. شما را خدا مى‏گیرد، شما را، شمایى که یک عده‏اى از پاسبانها در تحت نظرتان بود. آقایى که یک عده‏اى از پاسبانها در نظرِتان بود، در تحت سیطره‏تان بود، این کار را کردند. شما مسئولید. فردا حساب هست آقا در کار. همین طورى که نیست، حساب در کار است.

اگر از این جا هم نمى‏ترسید از آنجا بترسید. من هر کارى دلم مى‏خواهد بکنم، آقا هم هر کارى دلش مى‏خواهد، شما هم هر کارى، پاسبانها هم اعتنا نکنند، به شما پاسدارها هم اعتنا نکنند، شما هم ساکت بنشینید، نه آقا، این طور نیست، تصفیه کنید. بروید الآن در تهران بنشینید. اجتماعى درست کنید. همه‏تان با هم، شوراى انقلاب، شماها، دیگران، آنهایى که در رأس امور هستند، یک نقشه‏اى درست کنید. یک ضوابطى درست کنید.روی آن ضوابط عمل بشود….خوب، تعبیر ایشان این است که دارند اطراف مشغول‏اند به غارت کردن مردم. خوب، یک وقتى یک ملایى این معنا را مى‏گوید. خوب بعد هم دیگران مى‏گویند. بعد هم دیگران مى‏گویند. در هر صورت برسید به داد اسلام. به دست ما خراب نشود اسلام. اگر یک وقت به دست دشمنهاى ما مى‏شد ما مسئول نبودیم. اگر حالایى که به دست ما رسیده، به دست ما خراب بشود اسلام، ما مسئولش هستیم.

شوراى انقلاب، شما، آنها، همه، مسئولید پیش خدا. همین طورى هى بنشینیم ما هم و تماشا کنیم که هر جا هر چى مى‏شود. نباید بنشینیم‏ تماشا کنیم. باید بنشینید، یک اجتماعى بکنید. با هم قرارى بدهید. یک ضوابطى درست کنید و بعد هم شماهایى که پاسدارها دستتان است عمل کنید. پاسدار اگر یک پاسدارى غلطى کرد بیرونش کنید. تحویل دادگاهش بدهید. نگذارید هرج و مرج بشود. یکى دو تا مى‏شود، دو تا ده تا مى‏شود، بعد از دست شما هم خارج مى‏شود. انشاءاللَّه خداوند خودش اصلاح کند امور را و ما را از دست خودمان نجات بدهد. من از دست خودمان «سعدى از دست خویشتن فریاد» از دست خودمان فریاد هست.»

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 8:42  توسط سپنتا  | 

 

یا حسین

محرم در راه است

و من

مانده ام که امسال

چگونه بی پروا

نام تو را صدا کنم !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 10:27  توسط سپنتا  | 

 

نامه ای به خدا ...

 

 

خدایا سلام، نوکرتم!

خدایا می شه لطف کنی از طریق یکی از ملائکت یا از طریق یکی از مقربین درگاهت به ما بگی چرا وضع ما اینطور شد؟

خدایا ما که گلدونا رو آب دادیم، سلام همسایه رو جواب دادیم، آخه چرا احمدی نژاد؟!

خداوندا، بارالها، من شخصا چند بار چهار سال اخیر زندگیم رو مرور کردم. البته معصیت زیاد داشتم اما نه به اندازه ای که عقوبتش دولت بعد از نهم باشه!

الهی من که اکثر روزها توی صندوق صدقات پول میندازم، راستش اینکه اغلب هم عمل نمیکنه، اما روزی که صادق محصولی برای وزارت رفاه انتخاب شد جدا حیرت کردم. خدا جان از شوخی و جوک گذشته اکه واقعا سیستم صدقه عمل نمیکنه، یا بده دیجیتالش کنن یا بگو همه این صندوق های عهد دقیانوس رو جمع کنن، پول ملت هدر نره.

خدای مهربان، این همه لطف، این همه کرم،این همه محبت،… ،به ما که رسید شایعه شد؟! یعنی جدا حق ما احمدی نژاده؟! باور کن امروز فرداست که مثل شخصیت سعید در فیلم «از کرخه تا راین» برم کنار یه رودی، کانالی، چوبی! داد بزنم خدایا چرا با ما؟ چرا اینجا، چرا حالا؟ خدایا میدونی یه گردان بره راهپیمایی ۱۳ آبان، نفر برگرده یعنی چی؟ میدونی نفر بره کهریزک، میّت برگرده یعنی چی؟!

خدایا اگه چهار روز دیگه این طرح جر خوردگی اقتصادی (حذف یارانه ها) انجام شد، خودت جواب بنده هاتو میدی؟! خدا جان یه بار خیلی جدی با این رئیس دولت بعد از نهم برخورد کن. چه میدونم بگو بره با ولیش بیاد. ببین اصل داستان چیه آخر؟ خدایا دوستانه دارم بهت میگم تکلیف این رحیم مشایی رو هم تا دیر نشده مشخص کن. پس فردا اکه ادعا کرد خود توئِه، گله نکنی که ای بنده من چرا به من اطلاع ندادی.

راستش اینجور که بوش میاد چند وقت دیگه از این ادعاها میکنه بعد جو میگیرتش، حکم میده نه کره زمین که مدیریت کل منظومه شمسی رو میسپره به احمدی نژاد! بعد تصور کن زندانی های سیاسی باید بیان جلوی دوربین، مسئولیت تحرکات کیهانی اطراف زحل رو به عهده بگیرن. یا سفینه می سازن برن توی پلوتون لباس شخصی پیاده کنن! یا پس فردا بچه های روزنامه نگار می گن ما توی بند ۲۰۹ اوین با موجوداتی که هشت تا چشم داشتن پنج تا کله، هم بند بودیم!

خدایا، خدای من، نمیگم دست ما رو بگیر که همیشه گرفتی، دست ما رو ول نکن. ما بشریم. ضعیفیم. تحمل نداریم، ما را به عقوبت احمدی نژاد میازما. خدایا، بارالها، ای جبار منتقم، مگذار آه مظلومانه این ملت در اعلاء درجات عرش همین جوری گیج بزنه! خودت داد ما بستان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 9:42  توسط سپنتا  | 

 

ابراز علاقه جعفر شجونی به جویدن خرخره!

ادبیات تاسف بار یک روحانی

جمعی از طلاب تهران نسبت به آنچه که ‌آن را اهانت به ساحت رهبر فقید انقلاب می نامیدند در مدرسه مروی تجمع کردند.

پیشتر قرار بود در مدرسه عالی شهید مطهری این تجمع برگزار شود اما با عدم موافقت آیت‌الله امامی کاشانی مواجه شد. این تجمع در حالی برگزار شد که بسیاری از جمله موسسه نشر آثار امام در صحت قضیه تردید جدی وارد کرده و با محکومیت صدا وسیما این اقدام نادرست خوانده اند. از سوی دیگر برخی از نمایندگان مجلس با شبهه انگیز خواند اقدام رسانه ملی از احتمال سناریو طراحی شده برای کمک به جریان سیاسی خاص و محکوم کردن جنبش سبز سخن گفته اند.در چنین شرایطی جعفر شجونی که در تجمع طلاب و علما حضور یافته بود، علت این تجمع را مبارزه با اهانت‌گران به امام خمینی عنوان کرد و گفت:

 احمقانه است که عکس امام خمینی را پاره کرده و روی زمین بیاندازد و یک هزارتومانی هم روی عکس پاره شده بگذارد که یعنی امام مرده است. عضو جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه در خیابان کنار جسد مرده مردم پول می‌گذارند، ادامه داد: این که بگویند امام مرده است جای تعامل است چرا که به عقیده من و به عقیده مظلومان و مستضعفان جهان همانگونه که امام حسین زنده است امام خمینی نیز زنده بوده و خواهد ماند.

وی به بیان خاطره‌ای از سفر به کشورهای مصر و لیبی برای تهیه گزارش و ارایه آن به امام خمینی پرداخت و گفت: زمانی که گزارش‌ها را برای امام خمینی آوردم ایشان بسیار خوشحال شده و خندیدند چرا که آن زمان به ایشان عرض کردم هرچند که زمامداران دولت‌های اسلامی خائن بوده و هیچ دینی به اندازه اسلام زمامدار خائن ندارد، اما ملت‌های مسلمان همه با شما هستند .

شجونی با اشاره به سخنان یکی از کاندیدای انتخابات اخیر که اعلام می‌کرد نیروی خودی و غیر خودی وجود ندارد، گفت: آن زمان که حمد و سوره یادمان دادند گفتند خودی و غیر خودی داریم اما آقایان در سخنرانی خود می‌گفتند ما خودی و غیر خودی نداشته و همه خودی هستیم به همین دلیل در سخنرانی‌هایم گفته‌ام اینها حمد و سوره را بلد نیستند چرا که در سوره حمد غیرالمغضوب آمده است. جوجه مرغ که سر از تخم در می‌آورد خودی و غیر خودی را می‌شناسد و تا گربه می‌بیند فرار می‌کند، جای تعامل است که این اشخاص چرا خودی و غیر خودی را نمی‌شناسند.

این عضو جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه یکی از این کاندیداها در پیش از انتخابات اعلام می‌کرد که نظارت استصوابی و حکم حکومتی را کنار گذاشته و گشت ارشاد را جمع خواهد کرد گفت: همه این مسایل در قانون اساسی مشخص شده است و معلوم نیست که چرا این فرد به دنبال اختیارات فرا قانونی بود در حالیکه از جمع کردن گشت ارشاد تنها زنان خیابانی و اراذل اوباش خوشحال می‌شوند.

وی ادامه داد: یکی دیگر هم احمقانه می‌گفت کودکان را اعدام نکنید ، یک بچه حرام لقمه در جاده پاکدشت به ۸ بچه نوجوان تجاوز کرده و بعد اجساد آنان را آتش زده است بعد می گویند اعدام نکنید. این حرف اسرائیل است که می‌گوید ایران حقوق کودکان را رعایت نمی‌کند و آن شخص هم این جملات را نشخوار می‌کند. شجونی با بیان اینکه باید به این دنیا آشغال توجه نکرد، اظهار داشت: رییس جمهور آمریکا زمانی که رای آورد گفت پیدا کردن یک سگ برای دخترم در کاخ سفید سخت تر از انتخاب وزیر بازرگانی است .

این عضو جامعه روحانیت ادامه داد: همین اتحادیه اروپا دهن پرکن که خیلی‌ها فریب حرف‌های او را می‌خورند،۸ سال پیش گروهک منافقین را تروریست معرفی کرد اما پنج شش ماه پیش آنها را تروریست ندانست. اگر گروهک منافقین تروریست نیستند پس هندوانه فروش یا سبزی فروش هستند؟ ما در دنیای چاخان ، بی‌ارزش، بی‌هدف و بی‌شرف زندگی می‌کنیم اما زیر آسمان این دنیا یک کشور است که حرف خدا رسول آن عدالت ، انصاف ، مردم داری و دفاع از مستضعف را بر زبان می‌آورد.

شجونی گفت: تعجب می‌کنم برخی اسم خود را مهندس می‌گذارند ولی هیچ چیزی از مهندس سازی نمی‌دانند. تعجب می‌کنم برخی بر سر خود عمامه می‌گذارند و حرف‌هایی می‌زنند. عقلتان کجاست؟ کتاب نمی‌خوانید؟ شما چه کسانی هستید؟ وی با اشاره به مراسم تشییع پیکر همسر امام خمینی گفت: در این مراسم زمانی که مقام معظم رهبری را دیدم به ایشان گفتم آرزو می‌کنم تمام کشورهای مسلمان دنیا به عقل خود رجوع کنند و شما رهبر تمام کشورهای اسلامی شوید. ایشان گفتند متشکرم و فورا به اقامه نماز میت رفتند.

عضو جامعه روحانیت مبارز ادامه داد: کشورهای اسلامی ، قرآن ، رمضان ، جمعه و جماعت دارند اما رهبران این کشورها سرشان برای زانوی آمریکایی و انگلیسی هاست. شجونی به حضور نیروی آمریکایی در عراق و غارت منابع طبیعی و ثروت این کشور اشاره کرد و گفت: آمریکایی‌ها می‌خواستند در منطقه، خاورمیانه بزرگ بسازند اما به کوری چشمشان خاورمیانه بزرگ ایرانی شیعی تشکیل شده که از لبنان آغاز و تا مرزهای ایران را فرا گرفته است.

وی با بیان اینکه به من گفته‌اند از ذکر اسامی خودداری کنم، ادامه داد: روزنامه امروز نوشته که اوباما گفته مخالفان و معترضان ایرانی را تقدیس می‌کنم ما به او می‌گوییم مال بد بیخ ریش صاحبش. هرچند که اوباما با ما نیست بلکه او با سران اغتشاش است. شجونی تصریح کرد:همانطور که عبدالله عمر با دستان امیرالمومنین ، امام حسن و امام حسین بیعت نکرد اما با پای حجاج بن یوسف بیعت کرد با صدای بلند می‌گویم هر کس با سید علی بیعت نکند با پای بهائیان ، سلطنت طلبان و اسرائیلی‌ها بیعت می‌کند هرچند که عده‌ای هم این کار را کرده‌اند.

عضو جامعه روحانیت مبارز در خصوص نحوه برخورد با سران اغتشاشات گفت: آیا فکر می‌کنید زندان انداختن آنها خوب است؟ خیر. باید به آنها بی‌اعتنایی کرد و در زمانی که در تجمعات حاضر می‌شوند مردم به آنها بگویند مرگ بر منافق و با لنگه کفش زدن کلاه آنها را بیاندازند. این‌ها اگر به زندان بروند به قهرمان تبدیل می شوند‌.

وی خاطرنشان کرد: دیگر صحبت انتخابات نیست و مساله چیزی دیگری است به همین دلیل سفارش می‌کنم بسیجی‌ها ،‌سپاهی‌ها، روحانیت و مردم کوچه و بازار با چنگ و دندان ولایت فقیه و رهبری مقام معظم رهبری نگه ‌دارند و به دشمنان جنایتکار این انقلاب می‌گویم اگر آقا لب تر کند خرخره این آقایان را می جویم.

شجونی مسایل هسته‌ای ایران نیز اشاره کرد و گفت: بمب اتمی که آمریکا و روسیه دارد می‌‌تواند ۲۵۰ بار هر چه انسان موجود زنده در این کره خاکی وجود دارد نابود کند بعد آنها می‌خواهند مقابل فعالیت صلح آمیز هسته‌ای ایران را بگیرند. وی با اشاره به میزان دارایی‌هایش گفت: ماشین ۱۰ میلیونی خود را جایزه می‌دهم به فردی که یک کشور مسلمانی پیدا کند که با آمریکا رابطه دوستی برقرار کرده و موفق شده باشند.

عضو جامعه روحانیت مبارز تاکید کرد: انقلاب را به بسیج سپاه سپردند و اینها با چنگ و دندان نظام را نگه خواهند داشت. وی تصریح کرد: کسانی که گوشه نشسته و بیانیه صادر می‌کنند احمق و بی شعور هستند. آنها زمانی که دراین نظام و انقلاب رییس جمهور و وزیر شدند، میلیاردی پول با خود بردند.

شجونی در پایان گفت: امیدوارم این نقشه وطن فروشان ، امام فروشان و شهید فروشان را خدا به گریبان آنها برگرداند. گفتنی است طلاب و اساتید حوزه‌های علمیه تهران در نامه‌ای به دادستان کل کشور خواستار برخورد با افرادی که آنها را سران فتنه نامیدند، شدند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 11:1  توسط سپنتا  | 

 

چرا احمدی نژاد دروغ می‌گوید؟

به طور عجیب، غریب و به شکلی نمایشی و نخ‌نما شده، عده‌ای هنوز وجود دارند که سوال‌شان این است: چرا فکر می‌کنید احمدی‌نژاد دروغ می‌گوید و راست نمی‌گوید؟ چرا هر چه می‌گوید دروغ فرض می‌کنید؟

اول به سراغ مفروضات می‌رویم:

1- فرض می‌گیریم که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و واقعا احمدی‌نژاد بیش از 24 میلیون رای  آورده است.

2 - فرض می‌گیریم که تمام دستگیرشده‌ها و کشته‌شده‌ها، آشوب‌گر و اغتشاش‌گر بوده‌اند و گرچه حقوق بشر جهانی، آن‌ها را (حتی اگر متهم می‌بودند) مصون فرض می‌کند، ولی چون از آن 24 میلیون نفر آدم واجد شرایط نبوده‌اند، حق‌شان بوده است بدون جرم ثابت‌شده‌ای به زندان بیافتند و هفته‌ها در انفرادی و در سکوت خبری‌ مطلق تحت کتک و شکنجه و آزار و بازجویی‌های غیرانسانی و غیرقانونی بمانند.

3- فرض، که حق‌شان بوده است در خیابان مورد اصابت گلوله قرار بگیرند، همان‌جا جلوی چشم نزدیکان‌شان جان بدهند و حتی بدتر از آن.

4- فرض می‌گیریم کسی تحت شکنجه کشته نشده است و کسی مورد هتک حرمت انسانی، روانی و جسمی قرار نگرفته است.

5- فرض... که با استناد به فرض بالایی، به طریق اولی، هرگز هیچ اعدام غیرانسانی و بی‌دلیل و غیرشرعی و غیرعرفی نیز در زندان‌ها یا جاهای دیگر مملکت اسلامی، صورت نگرفته است.

حالا چند سوال دارم از کسانی که به مفروضات بالا اعتقاد دارند:

آیا اگر احمدی‌نژاد مقصر نبود و خودش خودش را مسئول کشتار و اختناق نمی‌دانست، این طور از مردم مخفی می‌شد؟ آیا یک رئیس جمهور مردمی و عادل و بهترین رئیس جمهور دنیا که در کشورش اراذل و اوباش با آفتابه اعدام می‌شوند، قاچاقچیان به طرفة‌العینی به دار آویخته می شوند، یک دانه همجنس‌گرا ندارد و خودش هم مسلم است که بیمار نیست، باید این‌طور از ترس جرأت نداشته باشد از چنبره ی دوستان و ذی نفعانش پا بیرون بگذارد؟ باید از ترس با  هلیکوپتر اختصاصی برای مراسم تحلیف به مجلس بیاید؟ نباید یک تک پا بگذارد در خانه‌ی مقتولان حوادث اخیر که طبق اعلام رئیس نیروی انتظامی دو-سوم‌شان یا بسیجی بوده‌اند یا به شکلی عضو بسیج بوده‌اند؟ نباید برود در مجالس ختم و با کسانی دیدار و ازشان دلجویی کند که بچه‌هایشان توسط نیروهای لباس شخصی میرحسین موسوی و گلوله‌هایی که مهدی کروبی تدارک دیده کشته شده‌اند، شرکت کند؟ چرا دستور می‌دهد برای این بسیجی‌های نازنین که توسط مردم تا بن دندان مسلح، به خاک‌وخون کشیده شده‌اند، مجلس و تشییع جنازه برگزار نشود؟ چرا نمی‌گذارد خانواده‌های داغدار این بسیجیان، برای مرده‌شان گریه و زاری کنند و با یادش در مسجد محل جمع شوند؟

این ها که برای یک مشت خاک به نام فلان شهید، حاضرند دانشگاه‌ها  و میدان‌های شهر را به محل خاک‌سپاری تبدیل کنند، چرا برای تکریم این بسیجیان شهید کاری نمی کنند؟ نباید در این کشور که به هر دلیل این حادثه‌ها را به خود دیده است و ۲۹ بسیجی کشته شده اند عزای عمومی اعلام شود؟ نباید به جای پیدا کردن افراد دروغینی که همگی نام ترانه موسوی بر خود دارند، بیاید و همدردی کند؟ آیا نباید به جای خواباندن بحران به شیوه‌های دیپلماتیک (!)، بلند نشود روز دوم آشوب‌های ما مردم خیابانی که داریم بسیجی‌ها  را می‌کشیم، بهشان تجاوز می‌کنیم و با چوب به سرشان می‌زنیم، به جای دفاع از بسیجیان و تلاش جهت حفظ جان‌شان از دست ما، در برود روسیه و با آن چهره‌ی سرشار از قدرشناسی از باباروسیه، با مدودوف دست بدهد؟؟؟؟

                                                                                   به نقل از نشریه دانشجوئی نیم نما

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 9:57  توسط سپنتا  | 

 

مردم هوشیار باشند اتفاقی در پیش است !!!

در پی اجرای سناریوی از پیش طراحی‌شده حرمت‌شکنی از بنیان‌گذار انقلاب و نسبت دادن آن به دانشجویان، از دیروز رسانه‌های رسمی تبلیغات حجیم و هدف‌داری را آغاز کرده‌اند که با توجه به اطلاعات به دست آمده به نظر می‌رسد زمینه‌چینی برای برخی رفتارهای غیرمتعارف جدید باشد.

به کلیه حامیان جنبش سبز توصیه می‌شود در این زمینه کاملا هوشیار باشند و مرتبا خود را از آخرین تحولات مطلع نگهدارند. 

با توجه به محدودیت‌های شدید اطلاع رسانی، به دیگر پایگاه‌های اطلاع‌رسانی نیز پیشنهاد می‌شود تا کاربران را نسبت به ضرورت این هوشیاری آگاه کنند.

 


محمد نوری زاد : اعتراف می کنم من عکس امام را پاره کردم !

محمد نوری زاد در وبلاگ گاه نوشت با اشاره به حوادث رخ داده در یک هفته اخیر پیرامون ادعای رسانه ملی در توهین به تمثال امام از سوی دانشجویان معترض در ۱۶ آذر و زیر سوال بردن این اقدام صدا و سیما از سوی موسسه نشر آثار امام (ره) و اتهام به رسانه ملی جهت تهیه  سناریو  برای ضربه به جنبش سبز نوشته است:من شخصا مسئولیت پاره کردن عکس امام را به عهده می گیرم تا هرآنچه قرار است در این هفته و هفته آینده اتفاق بیفتد تکلیفش از همین حالا مشخص باشد .

اعتراف می کنم که : خطا کردم . احساساتی شدم . بچگی کردم و عکس امام را پاره کردم . دیدم شما طومار سپاه و بسیج و عزت امام را پاره کرده اید ، من به عکس او بسنده کردم .

دیدم شما نقشه راه امام را که حرمت نهادن به مردم و کرامت یک یک آنان در آن بود و هست ، پاره کرده و پاره می کنید ، زورم به عکس امام رسید .

دیدم شما وصیت نامه امام را که در آن به خیر وخوبی و عزت و سربلندی برای ایران و ایرانی تاکید شده ، پاره می کنید ، سهم من همان عکس امام شد.

من با چشم برزخی خدا داده ام جمال مبارک امام را دیدم که به قیل و قال شما تبسم می کرد . و صدای دلنشین او را شنیدم که از یک بلندی برسرشما فریاد می زد و می فرمود : ای همه شما که برای پاره شدن عکس من گریبان می درید ، آن روز که فرزندان مرا به جرم اعتراض آرام به نتیجه انتخابات به گلوله بستند و خونشان برزمین ریختند ، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی ، به شعارگویی های تند و پرتنش نپرداختید ؟

اصلا من خودم ، روح الله الموسوی الخمینی ، به محمد نوری زاد گفتم : برو و عکس مرا پاره کن تا خدا و عقل و تاریخ و آینده به شوربختی جماعتی بنگرند که استعداد خلق یک دروغ ساده را نیز ندارند .

در کشوری که فراورده های فکری و سیاسی و معرفتی و اجتماعی و فرهنگی امام توسط برجستگان حکومت به شوخی گرفته می شود ، پاره شدن عکس او احترام به امام است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 8:43  توسط سپنتا  | 

آغاز جریانی برای به چالش کشیدن خانواده بنیان‌گذار انقلاب:

حاشیه‌ای بر عکس امام

اخبار ۲۰:۳۰ برای چند ثانیه دوربین را به طرز معنا داری روی عکس پاره امام خمینی نگه داشت و از فردایش آشوب جدیدی در کشور به راه افتاد که به امام خمینی اهانت شده است. از یک سو تلویزیون این تصاویر را مربوط به معترضان دانست و از سوی دیگر کروبی به ضرغامی معترض شد که اصلا تو چرا این تصاویر را نشان دادی؟ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم ساکت ننشست و به این کار ضرغامی اعتراض نمود.

مسأله به همین جا ختم نشد. ائمه جمعه، جامعه مدرسین، در مقابل آنچه که توهین به امام خمینی اعلام شده بود موضع گرفتند. کفن پوشان قم، دیروز پس از نماز جمعه راهپیمایی کردند و دست آخر، امروز صبح از ساعت ۱۰ تا ۱۲ دروس حوزه قم تعطیل شد و برخی از طلاب و روحانیون گردهم آمدند. این تجمع در حوزه های علمیه دیگر شهرها نیز برگزار شد.

البته جای این سؤال هست که چرا این تجمعات و اعتراض ها پیش از این برگزار نشد؟ چرا وقتی مردم بی گناه در تهران کشته شدند همه ساکت بودند؟ اصلا فرض را براین بگذاریم که کشته شدن عزیزانی چون ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و... کار حامیان موسوی بوده است. چرا امثال آقای صدیقی که برای پاره شدن عکس امام در تریبون نماز جمعه خون گریه می کنند، برای کشته شدن مردم بی گناه گریه نکردند؟!

هفت سال پیش بود که روزنامه حیات نو که هادی خامنه ای (از یاران امام) صاحب امتیازش بود، به اتهام چاپ کاریکاتوری که گفته می شد مرتبط با امام است، در اقدامی مشابه، مورد اعتراض قرار گرفت. کاریکاتوری که مشخص شد مربوط به ۲۰۰ سال پیش بوده و هیچ ارتباطی به امام خمینی نداشت. دست آخر با توقیف حیات نو، غائله ختم شد. و البته هیچ دادگاه صالحه و غیر صالحه ای به این موضوع رسیدگی نکرد که بالاخره آیا آن کاریکاتور مربوط به امام بوده است یا خیر؟

اما وضعیت امروز با هفت سال پیش تفاوت های عمیقی دارد و فضای سیاسی کشور، ملتهب تر از آن است که با این گونه کارها، آب روی آتش آن ریخت. پخش تصاویر ابهام برانگیز از شبکه سراسری تلویزیون، چه نتیجه ای خواهد داشت جز آن که کسانی که در سیاست نیستند را نسبت به بنیان های فکری خود، سردرگم کند و کسانی را هم که دستی بر آتش سیاست دارند را بیش از پیش، در مقابل هم قرار دهد.

اگر چه اخبار ۲۰:۳۰ (که با خبرسازی های ناشیانه و غیرحرفه ای خود، اعتبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده است) قرار بود مستندات خود را درباره عدم صحنه سازی برای این خبر ارائه دهد و تا کنون هم اقدام به چنین کاری نکرده است اما به فرض این که داستان اثبات شود. آیا این مسأله نشان از آن دارد که میرحسین و تمام حامیان جنبش سبز هم اینگونه هستند؟ چگونه می توان اقدام یک فرد مجهول الهویه را بدون حجت قانونی به یک جریان نسبت داد؟!

این که سخنرانان امروز در حوزه های علمیه، به صراحت یا به طور ضمنی میرحسین موسوی و حامیانش را در مقابل امام خمینی قرار دادند اشتباه بزرگی بود. اشتباهی که اگر دقیق تر دیده می شد و نیم نگاهی به مواضع رسمی رهبران جنبش مردمی سبز می شد، به هیچ وجه صورت نمی گرفت. موضع یک فرد را خودش مشخص می کند و نمی توان به صرف اقدام خلاف یک حامی، تمام یک جریان را مورد مؤاخذه قرار داد، مگر آنکه در دادگاه صالح و بی طرف ثابت شود که ارتباط مستقیم بین اقدام او و شخص دیگر وجود داشته است.

بماند که گفته می شود تمام این داستان، (با توجه به سخنان امروز سید احمد خاتمی در مدرسه فیضیه و تعیین تکلیف برای سید حسن خمینی)، چیزی جز آغاز جریانی برای به چالش کشیدن بیت امام نیست. آن هم به جرم حمایت این بیت از جنبش سبز. به هر حال آنچه که من تا به امروز دیده ام این است که میرحسین موسوی و کروبی نام امام را دوباره زنده کرده اند. بد نیست اگر حوصله خواندن حرف های رهبران جنبش سبز را نداریم لااقل خودمان در بین مردم عادی حاضر شویم!

همه شاهد بودیم که در اجتماعات قانونی مانند روز هفتم تیر و یا نماز جمعه تاریخی هاشمی رفسنجانی، چگونه معترضان حمایت خود را از امام خمینی وآرمان های وی ابراز می داشتند. البته بماند که دوستان بسیجی از همین حامیان امام، با باتوم و گاز اشک آور پذیرایی کردند. و البته آن روز هیچکس اعتراضی نکرد که چرا حرمت نماز جمعه، یعنی یادگار رسول اکرم(ص) را در یک کشور اسلامی با این جنایت ها شکستند؟ بدون شک امروز اگر به واقع در فکر اعتراض به توهین کنندگان به امام از هر طیف و گرایشی هستیم یک راه بیشتر نداریم، آن هم رجوع دوباره به قانون اساسی است.

و در آخر باید بگویم: امامی که ما می شناسیم، بیش از آنکه نگران آبروی خودش باشد نگران جان و مال و آبروی مردمی است که پناهی جز خدای خود ندارند. امامی که من می شناسم، امامی است که بیش از آن که دغدغه پاره شدن عکس خودش را داشته باشد، دغدغه زیرپا گذاشتن قانونی را دارد که خون هزاران تن از بهترین جوانان این کشور برای به ثمر رسیدنش ریخته شده است. قانونی که با دین در تضاد نیست و دینی که با قانون تضادی ندارد.


اینها تفاوت دو عکس نیست، تفاوتهای دو صاحب عکس است!!!

سؤال: چرا وقتی بعضی از معترضان علناً عکس رهبر فعلی را به زیرکشیدند، لگدمال کردند و علیه او و فرزندش شعار دادند و تصویر و فیلم آن همه‌جا پخش شد، در صداوسیما هیچ اشاره‌ای به آن نشد- و نخواهد شد- ولی فیلم به آتش‌کشیدن عکس رهبر فقید- صرف نظر از اینکه در واقع کار چه کسی بوده- نمایش داده شد؟

زیرا:

۱. از دید آوازه‌گران صداوسیما، رهبر اوّل هنوز مکانتی دارد که به آتش کشیدن یک عکس نمی‌تواند آنرا متزلزل کند ولی جایگاه رهبر دوّم به تلنگری بند است و با کوچکترین خدشه‌ای- حتّی به عکسش- فرو می‌ریزد.

۲. از دید آنان می‌توان از سوزاندن عکس رهبر اوّل علیه سبزها استفاده کرد ولی حمله به عکس رهبر دوّم نه تنها ممکن است به ضرر سبزها نباشد بلکه شاید آنان را محبوبتر کند.

۳. عکس رهبر اوّل، نه تنها یک شخصیّت بلکه تصویر یک نماد است. او نماد جمهوری اسلامی است و می‌توان با نمایش اهانت به عکس او، این شبهه را القا کرد که بعضی در پی نفی تمام نظام هستند و مردم را در برابر انتخاب همه یا هیچ، به سوی خود متمایل کرد ولی رهبر دوّم علیرغم اینکه از او و جایگاه او با واژگان مصدری یاد می‌شود( رهبری، ولایت) یک شخص است و در صورت به زیر کشیدن عکس او، به راحتی می‌توان عکس جایگزینش را بالا برد.

اینها تفاوت دو عکس نیست، تفاوتهای دو صاحب عکس است.

برگرفته از: وبلاگ ایمایان


کلمه:جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به اقدام صدا و سیما و هتک حرمت بنیانگذار جمهوری اسلامی، دیروز در مقابل درب اصلی این دانشگاه تجمع کردند.

به گزارش یاران دبستانی، در این تجمع که حدود ساعت ۱۴:۳۰ برگزار شد، دانشجویان معترض با نمادهای سبز و در دست داشتن تصویرهایی از امام خمینی(ره)، با شعارهای نظیر «ننگ ما ننگ ما، صدا و سیمای ما» و «۲۰:۳۰ حیاکن، اصلاحات را رها کن» این اقدام صدا و سیما را محکوم کردند.

اخبار رسیده از دانشگاه تهران حکایت از آن دارد که پارچه سبزی نیز بر سر در این دانشگاه توسط دانشجویان نصب شده بود.

همچنین با وجود بسته بودن درهای ورودی، برخی از مردمی که از برابر این دانشگاه می گذشتند با دیدن صحنه های اعتراض و تجمع دانشجویان با سر دادن شعار «حمایت، حمایت» با معترضین به اقدام اخیر صدا و سیما همراهی کردند.

این تجمع با حضور ماموران نیروی انتظامی و دعوت دانشجویان به آرامش در ساعت ۱۶ به کار خود پایان داد.

 


 

من اين را اعلام می‌كنم كه اگر كسی به من فحش بدهد، عكس من را پاره كند، احدی حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسی كه به من فحش بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كاری بكند. احدی حق ندارد در اين وقتی كه ما گرفتار هستيم در اين مصيبت بزرگ‌، با او مقابله كند تا اينكه به زد و خورد برسد و غائله ايجاد بشود. امروز ما آرامش می‌خواهيم.


روح‌الله موسوی خمینی - صحیفه‌نور جلد 11 صفحه 177

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 8:31  توسط سپنتا  | 

   

مجید توکلی دانشجویی بازداشتی که در روز 16 آذر توسط ماموران امنیتی با ضرب و جرح شدید بازداشت  شده بود، با تدوام شکنجه‌ها روبه‌رو است.

به گزارش هرانا به نقل از واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، مجید توکلی روز گذشته در دانشگاه امیرکبیر هنگامی که همراه دیگر دانشجویان قصد خروج از دانشگاه را از در حافظ داشت، توسط  مامورانی که در یک خودروی ون سفید بدون پلاک و یک پژوه 405 پلاک دولتی منتظرش بودند بازداشت شد.

ماموران امنیتی در هنگام بازداشت آقای توکلی در محدوده چهارراه کالج او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. ضرب و شتم این فعال دانشجویی به حدی بوده که عابران و رهگذاران را شوکه کرده است.

پس از آنکه ماموران حکومتی در روز 16 آذر مجید توکلی را به هنگام خروج از دانشگاه بازداشت کردند، خبرگزاری های فارس وابسته به سپاه پاسداران و ایرنا خبرگزاری دولت ضمن انتشار تصاویری از مجید توکلی با پوشش مقعنه و چادر در خبرهایی هماهنگ سعی کردند بر علیه وی مطالبی را منتشر کنند.

 


مجید توکلی تکثیر شده است نه تحقیر !!!

شاید آن روز که کسانی به نام عکاس و خبرنگار در خبرگزاری های حامی و همراه دولت احمدی نژاد، مجید توکلی دانشجوی پلی تکنیک را در قامت لباس زنانه می نشاندند تا جنبشی را با انتشار عکس ها و خبرهایشان سرشکسته و زمین گیر کنند هرگز به ذهن شان خطور نمی کرد که در اندیشه والای دوستان آزادی خواه این دانشجو، پوشیدن این لباس چه به اجبار فرار و چه به اجبار بازجویان، حقارت نیست و فردا در حمایت از او ممکن است ، همفکران و همراهانش به شکل او لباس بپوشند تا هم او را تنها نگذارند و هم خنده ای ناگزیر را مهمان لبهای یک جنبش پرامید سازند که به جای سرخورده شدن، به تک تک بازی های نمایشی اعتراف گیری و لباس زنانه پوشاندن کودتا گران می خندند. می خندند تا غمی به دل خانواده دانشجویی که او را با اشک بدرقه کرده اند برای حضور در مراسم شانزده آذر ننشیند.
مجید توکلی در صفحه فیس بوکش نوشته بود که تنها برای حضور در مراسم شانزده آذر روانه تهران می شود و مادرش با اشک او را بدرقه می کند. او با اخیتار و اراده خود برای مبارزه با استبداد و دیکتاتوری به تهران آمد اما با اجبار دیگران در برابر دوربین های کودتاگران نشست و قصه حقارت تمامی کسانی که در این سالها با اجبار وادار به انجام بسیاری از کارهای باورنداشته شده اند را فریاد زد.

اجبار همیشه تحقیر آمیز است . چه اجبار به اعتراف گرفتن از زندانیان و چه اجبار به پوشاندن لباس زنانه یا مردانه به تن زندانیان
اما آنچه دشواری این سرشکستگی را برای زندانیان آسان می کند، همراهی مجازی و حقیقی کسانی است که بیرون از زندان به اختیار و اراده خود با در بندان همراه می شوند تا نمایش دل آزار نهادهای بیمار امنیتی را خنثی سازند.
پس از دادگاه نمایش فعالین سیاسی و پخش اعترافات آنها از تلویزیون، ساختن فیلم ها و نوشتن اعتراف های مجازی در دنیای اینترنت آسان تر از پوشیدن لباس زنانه و انتشار عکس های آن در فضای مجازی به نظر می رسید. برای همین پس از آنکه عکس های مجید توکلی توسط خبرگزاری های فارس و ایرنا و همپالگی هایشان در سایت های وابسته منتشر شد، پیشنهاد همراهی با او نیز با احتیاط مطرح شد .
باورم نبود این همه مردانی که به موفقیت های چشمگیرشان در حوزه های مختلف و مرتبط با حوزه های تخصصی سان هم دست یافته اند در همراهی با مجید، لباس زنانه به تن کنند تا همپا و همصدای جنبش دانشجویی ایران فریاد زنند:
تمامی دانشجویان در بند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند، چه با لباس زنانه، چه با لباس مردانه. دیدن عکس مردان سرزمینم در این جنبش نمادین اعتراض به اجبار غرور آفرین است اما یادمان باشد این حرکت قرار نیست انتظاری از جامعه سنتی ایران را برای همراهی بطلبد و اگر نشد هم موجب اختلافات درونی شود. .

در این میان شاید ذکر این نکته نیز بد نباشد که در تمامی این عکس ها به نظر نمی رسد کسی حجاب اخیتاری را به طعنه گرفته باشد چه در این سالهای سخت این ساید نخستین بار است در خیابان های تهران و هرجای دنیا، دردهای مشترک، ایرانیان را گرد هم آورده است. چه آنان که به حجاب باور دارند و چه آنان که سالها بی هیچ باوری مجبور به رعایت پوشش اجباری شده اند، همگی در کنار هم می ایستند و آزادی را فریاد می زنند. بر این اساس در کنار دفاع از مجید توکلی این شعار ساده نیز به چشم می آید: «اجبار تحقیر است و نه پوشش و حجاب«.
به عنوان یک زن می دانم به قامت مردانه در آمدن برای خود من دشوار است لذا اعتراض نمادین و بزرگوارانه مردان دنیای مجازی را در برابر نمایش اخیر خبرگزاران دولت تا همیشه قدر می دانم.

 


قصه تحقیر مجید توکلی قصه حقارت زنان سرزمین ماست ...

ماجرای مجید توکلی از یک منظر دیگر:

حکایت حقارت حضرات را شنیده اید. آنقدر حقیر شده اند که پنداشته اند انتشار عکس مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک در لباس زنانه، یعنی تحقیر کردن دانشجو و گذاردن نام او در کنار نام بنی صدر و یاد آوری قصه های ساخته و پرداخته دیگری چون فرار با لباس زنانه، احتمالا جنبش را زمین گیر و سرخورده می کند.

حتما این حکایت را هم گوشه و کنار خوانده اید:
مردی ژاپنی در اوایل انقلاب در تهران زندگی می کرد، روزی با همسر خود به یک رستوران رفت. در آنجا از همسرش خواستند که روسری به سر کند و سپس یک روسری هم در اختیار او قرار می دهند. مرد ژاپنی ار آنان تقاضای یک روسری اضافه می کند و بعد خودش آنرا به سر کرد. وقتی پیشخدمت های رستوران توضیح دادند که فقط زنان باید حجاب داشته باشند و نه مردان ، در پاسخ گفت: “اگر همسرم مجبور است کاری را خلاف میل خود انجام دهد ، من هم وظیفه خود می دانم که با او همراهی کنم

به صحت و سقم هیچ کدام از این دو حکایت کاری ندارم از طرفی تردید ندارم طرفداران جنبش اعتراضی ایران و منادیان آزادی خوب می دانند آنچه موجب حقارت مجید توکلی شده است، لباس زنانه نیست، بلکه اجبار آن و انتشار عکس های آن، نوعی کوبیدن بر طبل تحقیراست که این چیز جدیدی نیست. بخش های چشمگیری از زنان ایران هیچ اعتقادی به حجاب و پوشش اجباری ندارند و سالهاست که با اجبار روسری و گاهی چادر هم به سر می کنند.
بر این اساس به گمانم قصه مجید توکلی عزیز و عکس هایش قصه حقارت بخش هایی از زنان سرزمین من است.
باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند. .
من از رذالت مردانی خنده ام می گیرد که با انتشار این عکس ها به یادمان آورده اند که به اجبار روسری و چادر بر سر انداختن چه بر سر مرد و چه بر سر زن آنقدر زشت و زننده است که ارزش عکس و خبر شدن دارد.

و اما نکته دیگر: اگر باز هم فرض را بر این بگذاریم که خبرهای کودتاگران درست بوده و ترس، دانشجو را ناگزیر به فرار کرده است، کجای این ترس بالیدن دارد که دولتی هراس ملت اش را به نمایش عمومی می گذارد؟ درست مثل سردار کودتا که با افتخار اعلام می کند: دکتر کهریزک از ترس بازداشت، خودکشی کرده است. در زندان و بازداشتگاه چه می گذرد که ترس از آن موجب خودکشی و فرار می شود ؟ شگفتا که همین موجب ننگ عار یک سیستم بیمار نمی شود تا حداقل رسوایی خودش را آنقدر ساده لوحانه جار نزند و عکس و خبر منتشر نکند که ایها الناس ببینید چه گل و بلبلی هست جمهوری اسلامی که دانشجو ودکتر اش از قانون می ترسند و مرگ و فرار را به افتادن در دام بازجویان متجاوز و قاتل بازداشتگاهها ترجیح می دهند.

پس به جای احساس سرخوردگی کردن از قصه مجید باید به او بالید که کودتاگران را در دو دام انداخته است.
جار زدن رسوایی خودشان. یک: روسری و چادر به اجبار زشت و مضحک است. دو: قانون و قضای حاکمیت چنان هراس انگیز است که دانشجو را وادار به فرار با لباس مبدل می کند. (فرض بر درستی خبر).
حال در نظر بگیرید اگر بخشی از معترضان مذکر مثل همان مرد ژاپنی تصمیم می گرفتند در دفاع از زنانی که به اجبار وادار به رعایت حجاب می شوند روسری به سر کنند، آنوقت خبرگزاران دولت چه می کردند وقتی می دیدند که جمعیتی بر این اجبار می خندد و در یک حرکت نمایدن روسری و چادر به سر مردان شده است؟ اگرچه می دانم به دلیل تفکر ریشه ای مردسالارانه، چنین ابتکار عملی از مردان ایرانی بعید است اما آیا باز هم خبربیاران دولت کودتا با افتخار حاضر به انتشار عکس های به تمسخر گرفتن پوشش اسلامی خواهند بود؟ کاری که خود کرده اند و خود خندیده اند.

همانگونه که پس از اعتراف های ساختگی همه بازی اعترافی به راه انداختیم تا آنکه اعتراف کرده شرمسار نباشد این هم بازی تلخ دیگری است تا او که روسری به اجبار بر سرش رفته شرمسار نباشد. یادمان باشد که اجبار تحقیر آمیز است نه پوشش زنانه و حجاب.

                                                                                                       به قلم مسیح علینژاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 15:53  توسط سپنتا  |